ابزار رزم ایران قدیم،فلاخن،پرتاب سنگ
پوشاك و رزم ابزار در شاهنامهجليل ضياء پور بنياد شاهنامه فردوسي شاهنامة فردوسي از جمله مدارك پربهاي ديگري است كه ميتوان گفت به تنهائي نمودار همة زمينه هاي زندگي گذشتة دور مردم ماست ، و در آن از هر دري سخن رفته ، و از هيچ گفتني ( از عواطف و چند و چوني ها ) فروگذاري نشده است : شور زندگي و سر زندگي در آن چنان مجسم است كه بمانند نقوش برجستة تخت جمشيد برجستگي و تابندگي دارد ؛ ازاينرو زمينه هاي تحقيق در شاهنامة فردوسي بفراواني بي نظيري ( از افسانه ها و واقعيت ها ) فراهم است . اما ، همچون ديگر مسائل زندگي مشروحه در شاهنامه ، مسئله پوشاك و رزم ابزار در خور تأمل و بررسي و تطبيق است . زيرا وسايل مشروحه در آن متعلق بزمان فردوسي و يا بگذشتة نزديك خود اوست . گزارشگران همزمان او يا آنكه چند قرن پيش ازو دربارة پاره اي از داستانهاي آمده در شاهنامه گزارش دارند ، آگاهي هائي در اختيار ميگذارند كه از روي آنها ابزار كار دوره هاي داستاني و تاريخي را ميتوان آنچنان كه بايد ( تا حدودي ) در نظر گرفت . |
(( جان فيفر )) در كتاب خود (( از كهكشان تا انسان )) ( در مبحث آدميان پيش از تاريخ ) ابزار را بمنزلة عضو اضافي لازمي ميداند . سنگ و استخوان و چوب ( ياچماق ) در زمان كيومرثيان سه ابزار از نوع ابزار انسانهاي اوليه ميباشند . فلاخن ( ابزاري كه گفته شده است (( كيومرث آنرا داشته ))) ، ابزاري از نوع دور زن بوده و قاعدتا” باساختماني كه دارد ابزاري غير طبيعي و اختراعي بوده است ، ( ابزاري ، كه دست بشر در آن دخل و تصرف كرده است ) . اين ابزار ازدو بندو يك كفه ( از پوست نرم و ليف درختان و بعدا” از پوست جانوران ) تركيب يافته است . براي تركيب اين ابزار دورزن ، قطعا” انسان بيكدوره تكامل نسبي شعوري و زماني در خور ( براي تا به اين مرحله از اختراع رسيدن ) نياز داشته است ، و بديهي است كه اين ابزار بروزگار كيومرث ( كه خود از طرفي نخستين بشر و نيز نطفة آدميان بوده ) نميتوانسته است اختراع شود . ( شكل 5 ) . فَلاخَن یا قلابسنگ ابزاری جنگی بود که برای پرتاب چیزهایی مانند سنگ از آن بهره میبردند. فلاخن از رشتهایپشمی یا ابریشمی ساختهمیشدهاست. امروز بیشتر در نزد چوپانان کاربرد دارد. فلاخن در متنهای پارسی به گونهٔ فلاخان، فلخمان، پلخمان، فلماخن، بلخم، دستاسنگ، دست سنگ، قلباسنگ، فلماسنگ، کلاسنگ و کلماسنگ نیز نوشتهشدهاست. در برخی از شعرهای پارسی نیز به کار رفتهاست مانند این شعر ازجامی:
پیشینه[ویرایش]فلاخن یک جنگافزار کهن است که خاستگاهش به درستی آشکار نیست ولی مینماید که در دورهٔ نوسنگی در حوزهٔمدیترانه بیشتر کاربرد داشتهاست. اگر استرالیا را مستثنی بگیریم میتوان گفت که فلاخن در همهجای جهان زمانی کاربردی داشتهاست. البته آشکار نیست که گسترش این ابزار در پیوند با مردمان کهن با یکدیگر بودهاست یا اینکه مردمان پراکنده خودشان جداگانه به این اختراع رسیدهاند. هومر و بسیاری از نویسندگان یونانی به این جنگافزار اشاره کردهاند. در ۴۰۱ (پیش از میلاد) یونانیان در جنگ با اردشیر دوم هخامنشی از سپاه فلاخنانداز او بسیار آسیب دیدند و به ستوه آمدند. منابع[ویرایش]
Wikipedia contributors, "Sling (weapon)," Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Sling_%28weapon%29&oldid=218197553 (accessed June 12, 2008). معادله حرکت معادلهای است که رفتار سیستم را توصیف میکند. مثلا معادله حرکت در سیستمهای سینماتیک حرکت جسم را در ابعاد زمان و مکان توصیف میکنند. با این معادلات میتوان مکان جسم را در یک لحظه خاص یا لحظهای (لحظاتی) که جسم در یک مکان خاص قرار گرفته است به دست آورد. این معادله رابطهای بین پارامترهای توصیف کننده حرکت جسم از قبیل مکان، سرعت، شتاب، زمان و ... است. با توجه به شرایط مختلف مساله از قبیل نیروهای وارده (که روی شتاب تاثیر می گذارند)، شرایط اولیه جسم و ... جسم میتواند حرکتهای گوناگونی داشته باشد که حرکات مستقیم الخط یکنواخت و حرکت با شتاب ثابت از جمله این حرکات و جزو سادهترین آنها هستند. طبق گفته گزنفون، تاریخنگار یونانی، موقعی که کورش بزرگ فرماندهی ارتش پارس را به عهده گرفت، رستهی اصلی ارتش پیاده بود که بیشتر برای رزم از دور بار آمده و به تیر و کمان و زوبین و فلاخن مسلح بود. کورش برای ایجاد و تقویت روح جنگاوری، به سی هزار نفر از سربازان پارسی که مطابق اصول تربیت کشور پارس دارای خصایل سپاهی گری برجستهایی بودند، دستور دادند اسلحه خودشان را به نیزه و شمشیر تبدیل کنند و به مبارزه از نزدیک و رزم تن به تن خو بگیرند. این دسته را «پیادگان سنگین اسلحه» می خواندند و سلاح اصلی ایشان عبارت از یک نیزه بلند، یک شمشیر یا تبرزین بود که با دست راست به کار می بردند و یک سپر کوچک که از ترکهی محکم بافته شده بود و در دست چپ میگرفتند و به سینه خود هم جوشن میبستند. سایر افراد پیاده به تیر وکمان یا فلاخن و زوبین مسلح بودند که در میدان رزم به عنوان دسته های امدادی به کار میرفتند. گزنفون در فصل چهارم کتاب خود موسوم به « اکونومیکز » در این باب این طور مینویسد: شاه پارس اهمیت فوق العادهایی به سپاه میدهد. بدین معنی که به والیان هر ایالت یا مردمی که خراج میدهند امر کرده است که عدهایی سوار و تیرانداز وفلاخن دار نگاه دارند و به آنان به خصوصگوشزد کرده که تهیهی این قوا برای حفظ امنیت و دفاع در مقابل دشمن متجاوز تا چه اندازه لازم و ضروری است. ![]() سوپان نوعی فلاخن و وسیله پرتاب سنگ به فاصله دور است سوپان از نخ یا پشم تابیده شده به اندازه کف دست که دو طرف آن دو بند بطول تقریبی 70 سانتیمتر متصل است. انتهای یک طرف آن حلقه دارد و جای انگشت است. سنگ را رادرمیان آن قرارداده و چندبار می چرخانند و بعد طرف بدون حلقه را را می کنند تا سنگ به فاصله دورتری پرتاب شود تا گنجشک ها فراری داده شوند یکی از مزیت های سوپان این است که تمام افراد میتوانند از آن استفاده کرد ![]() به هرحال بعد گذشت 12 سال هنوز ترسی در وجودم بود که نکنه اشتباهی سنگ پرتاب شونده به خودم برخورد کند از حاج آقای صباحی خواستم یه بار پرتاب سنگ با سوپان را به من یاد بدهد ماشاالله واقعا خدا قوت.... ![]()
گوش دادن به متل هایی بود که توسط بزرگترها روایت می شد و اتفاقا همه این متل ها به زبان ترکی بودند. اسباب بازی ها هم همه محلی بودند. پسرها با تیر و کمان، فلاخن (ساپان) و یا چوب دستی و دخترها با بافتن قالی های مینیاتوری، عروسک های خودساخته (گلین بازی)، تیکه پارچه ها و ... مشغول می شدند که همه این وسایل نمایانگر زندگی قشقایی ها بود و هیچ نماد خارجی در بین آن ها یافت نمی شد در تاریخ آمده است ، به آن هنگام که اسکندرمقدونی برتنگ تکاب وارد گشت ، سرداری دلیر به نام آریوبرزن را به انتظارخود دید ، گروهی برتنگه با شمشیرآخته ایستاده بودند وگروهی برفرازمعبرسنگها را می غلطانیدند و سپاه مقدونی را به زیرگرفته وگروهی دیگر با فلاخن وتیروکمان عرصه را بر اسکندرتنگ نموده بودند. چوپانی به دست اسکندراسیربود ، درمقابل آزادیش راهی از بیراه بدو نمود واسکندربه پشت سپاه ایران راه یافت وآن شد که نمی بایستی بشود. در شرایط کنونی که سد مارون ساخته شده عبورازتنگ تکاب دشواراست امابدان زمان محدودیتی برای کاروان وجود نداشته و عبورازدهدشت ،لنده ، مارگون ، بی بی خاتون ، سی سخت تا رسیدن به تل خسرو (یاسوج) و ازآنجا به سوی اقلید از مسیر سده پیش بینی می شود | |||||||
بعضی مورخین يونانی اين موقع را دروازهی پارس و برخی دروازهی شوشنوشتهاند و نويسندگان اروپايی بيشتر دروازهی پارس گويند. به هر حال چنان كه اسم آن می نمايد، اين محل معبری است تنگ، كه از پارس به شوش ره می برده و چنان كه مورخین يونانی توصيف كردهاند، بايد كوه گيلويهی كنونی باشد (يكی از خوانینبختياری كه خوب با اين محل آشنا بود، می گفت اسم اين معبر سخت حالا تنگ تک آب است). ]اشاره از خود شادروان پيرنيا است[.
اين موقع را آريوبرزن رشيد با بيست و پنج هزار سپاهی اشغال كرده و منتظر بود كه اسكندر با قشونی وارد معبر شود تا جنگ را شروع كند. آريان نوشته، كه سردار مزبور در اين تنگ ديواری ساخته بود. در اين جا بايد استنباط كرد، كه اين دربند هم مانند ساير دربندها ديواری محكم و دروازهای داشته ]است[. وقتی كه مقدونیها پيش آمده به جايی رسيدند كه موافق مقصود سردار مزبور بود، پارسیها سنگهای بزرگ از بالای كوه به زير غلتانيدند. اين سنگها با قوّتی هر چه تمام تر پايين آمده و در ميان مقدونیها میافتاد... علاوه بر آن مدافعين معبر از هر طرف باران تير و سنگ فلاخن بر مقدونیها میباريدند... در اين حال موقع مقدونیها چنان بود كه نه میتوانستند توقف كنند و نه پيش روند... اسكندر از مشاهدهی اين احوال غرق اندوه و خجلت گرديد. انفعال او از اين جا بود كه متهورانه قشون خود را وارد اين معبر تنگ كرده و پنداشته... از اين دربند هم به آسانی خواهد گذشت و اكنون می ديد كه بايد عقب بنشيند و... سی استاد (يک فرسنگ) عقب نشستند...». (ايران باستان پيرنيا / صفحات 1413 تا 1417). (2) گوش دادن به متل هایی بود که توسط بزرگترها روایت می شد و اتفاقا همه این متل ها به زبان ترکی بودند. اسباب بازی ها هم همه محلی بودند. پسرها با تیر و کمان، فلاخن (ساپان) و یا چوب دستی و دخترها با بافتن قالی های مینیاتوری، عروسک های خودساخته (گلین بازی)، تیکه پارچه ها و ... مشغول می شدند که همه این وسایل نمایانگر زندگی قشقایی ها بود و هیچ نماد خارجی در بین آن ها یافت نمی شد. |








